میثممیثم، تا این لحظه 2 سال و 5 ماه و 28 روز سن دارد

بهترین هدیه زندگیمون 2

خواب ها و عادت های با مزه 96

بسم رب   سلام   یه عادت با مزه ای که میثم داره اینه که روی سنگای کوچیک جلوی حموم و دستشویی و اتاق و مغازه ها دوست داره بشینه   منم عکسایی با مزه ای از این عادتش شکار کردم   این چندتاشه:         اینم چند مدل خواب با مزه             قربونت بشم مننننننننننننننن ...
27 مرداد 1397

عکسهای زیبا از پاییز و زمستون 96

بسم رب   سلام   اینم یسری عکس متفرقه در تاریخ های مختلف سال 96   میثم و فاطمه گلی دختر عمه با مزه که 4 ماه از میثم کوچیکتره   آقای خوش تیپ هستن ایشون     بذار بابایی نمازشو بخونه سرتق خان   مامان جان اونجا بنظرت یکم خطرناک نیست؟؟   اینم آقا میثم و امیر مهدی گلمون پسر خاله جدیدش که شهریور 96 بدنیا اومده اینجا امیر مهدی گریه کرد میثم با دستمال اومد اشکاشو پاک کنه زیادم محکم پاک نکرد نمیدونم چرا امیر مهدی اون شکلی شده   ...
27 مرداد 1397

کچل شدیییییی

بسم رب   بعد از تولد یک سالگی منو بابایی تصمیم گرفتیم کچلت کنیم تا موهات حسابی جون بگیره و هر کی میگه تاثیر نداره الکی میگه چون بعد کچل کردن و تیغ زدن سر موها ضخیم تر میشن و حالت بهتری میگیره. همونطور که موهای علی رو در یک سالگی زدیم موهای شمارم زدیم و توام مثل دادشی خیلی با مزه شدی قربونت بشمممم   کله پسرم دقایقی قبل کچل شدن و لحظاتی قبل کچلی قربون اون نگااااهت و شرووووع عملیات با تشکر از همکار خوبمون علی که سر داداششو گرم میکرد اولین باری که کله کچلشو تو آینه دید غصه نخور مامان در میاد موهات ...
27 مرداد 1397

بهار و تابستان 96

بسم رب   سلام   میثم گلم ماشالله تو انقدر بازیگوشی و کارای تو و داداشی زیاد شده که خیلی دیر به دیر میتونم بیام   یسری عکسا که مربوط به سفرهامونه یا جشن و یا به هر شکل با علی عکس مشترک داری رو تو وبلاگ علی گذاشتم و اینجا تکرار نمیکنم عشقم اینا عکسای شخصی خودته از مراحل رشدت و چهره نازت که هر روز تغییر میکنی و روز به روزم خوشگل تر میشی عسل مامان   سال تحویل سال 96 خونه مامانی و پسر خوشتیپ من   عید دیدنی خونه خاله مریم   اردیبهشت 96 روستای آتان در الموت     ...
26 مرداد 1397

میثم بالاخره گفت مامان بابا در سن ۲۳ ماهگی

بسم رب سلام سلام هوررررااااا میثم الان دو سه روزه که هم میگه مامان هم میگه بابا 🤗 البته قبلا هم دست و پا شکسته میگفت ولی مارو صدا نمی زد همینجوری میگفت امروز منو صدا زد و گفت مامااااان🤩 ‍ و من کلی خوشحال شدم و جیغ کشیدم و بوسش کردم تازههههههه🤗 اونم منو بوس کرد تاحالا بوسمون نمیکرد ولی الان میگیم بوس کن محکم و صدا دار بوسمون میکنه عاشقتم میثم خوشگلمممممم ️ این عکس مال همین الانه وقتی میثم گلی داره تلویزیون نگاه میکنه😘 ️ ...
30 ارديبهشت 1397

اردیبهشت ۹۷

سلام سلام دیدم بخاطر اینکه یه مدت نبودم و وقت هم نمیکنم مطالب یک سال اخیر رو بذارم از حال دارم غافل میشم بنابر این از امروز مطالب بروز میذارم هر وقت تونستم از یک تا دو سالگی رو میذارم اینطوری خیلی بهتره. کاش زودتر این کارو میکردم🙂 خب آقا میثم مو فرفری خوشگل ما حسابی بزرگ و شیطون شده.سرتق بازیایی داره که نگو.. اخلاقش با علی خیلی فرق داره خیلییییی ولی هوشش خداروشکر با داداش رفته . الان تو ۲۳ ماهه ولی بازیهای فکری رو زود یاد میگیره و انجام میده ...هر کار کوچیک و بزرگ علی رو فورا تکرار میکنه .خیلی سعی میکنه مثل علی سریع بدوه یا حتی حین دویدن هی بپره🤣🤣 چون علی و طاها برای باز کردن درب خونه وقتی کسی در میزنه باهم دعوا ...
20 ارديبهشت 1397

جشن تولد یک سالگی

بسم رب   بالاخره  تولد یکسالگی پسر ما در 27 خرداد 96فرا رسیدددد   مام براش یه جشن تولد خوب و خاطره انگیز در یک باغ در محمد شهر کرج گرفتیم مهمونامونم همون مهمونای همیشگی یعنی: مامانی و باباحاجی و دایی حسین مامان جون و باباجون عمو جعفر و زن عمو و مهدی و محمد حسین عمه پری و عمو حسین و فاطمه کوچولو عمو منصور و زن عمو و خاله مریم و عمو امین و محمد طاهاااا همینجا از همشون تشکر میکنم که زحمت کشیدن و با حضورشون به جشنمون صفا دادن برای دیدن عکسها روی ادامه مطلب کلیک کنید     همه مامان باباها میدونن که سخت ت...
25 فروردين 1397

عکسهای بهار 96

بسم رب یه سری عکس خوشگل از بهار 96 لطفا برای دیدن عکسها به ادامه مطلب مراجعه کنید ای فدای تو خوشگل ماماننن   پسر گلم در پارک سهند کنار خونمون: اخه چرا ماماااان   قربون خنده هااات ماشاالله:     یه عکس شیک دو نفره در جشن میلاد امام حسین(ع): هم خنده علی گلی قشنگه هم اون بغض خوشگل تو فدای هر دوتاتون: بیا پایین میفته اخه شیطونک مننن: یه عکس خنده دار  و پر خاطره ما با مامان جون اینا و عمه پری رفته بودیم نیاق برای ...
25 فروردين 1397

اولین سفر میثم به مشهد در یازده ماهگی

بسم رب   سلام سلام صد تا سلام هزار و سیصد تا سلام من واقعاااا بابت تاخیر پیش آمده متاسفم پسرررررممممم امروز همه عکسهای گذشته رو میذارم و من بعد همه عکسهاتو سر وقت . یه قول مادرانهههه     خب قبلا تا ده ماهگیتو عکس گذاشتم البته تعداد عکس هات و جاهایی که رفتیم خیلی زیاده من یسری عکس رو گزینشی میذارم جهت تجدید خاطره   در خرداد سال 96 بهمراه خاله اینا با ماشین رفتیم مشهدددد یه سفر واقعا عالی و خاطره انگیز که به هممون خیلی خوش گذشت   اینم یه عکس خوشگل سه نفره روبروی درب ورودی حرم:   مامان فداتتتت که ای...
25 فروردين 1397

عذر خواهی بابت تاخیر در بروز رسانی وبلاگ

بسم رب سلام گل پسرم ببخشید که چند وقتی تنبلی کردم و وبلاگتو بروز نکردم راستش نمیدونستم نی نی وبلاگ انقدر امکاناتش جدید شده و میشه با تلگرام هم مطلب فرستاد وگرنه تاحالا هزار تا عکس میذاشتم اینجا. ان شاالله از این به بعد اول گزارش روز و ماه هایی که گذشت رو میذارم و بعد هر روز اتفاقات و عکسهای جدید ...
21 فروردين 1397